پرورش هوش و خلاقیت

بسیاری از افرادی که به معماری گرایش داشته ‏اند و دارای هوش فضایی‏ اند، گاهی به هنر و خصوصاً سینما و فیلم سازی کشیده می‏شوند که این تفکری چند بعدی است و دقیقاً با مهارت و هوش فضایی هماهنگی دارد. در جامعه ما نیز این افراد زیادند. شهید آوینی، داود میرباقری و… نمونه‏ هایی از این افرادند.
مهارت‏های طبیعی، آخرین اضافات گاردنر به نظریه هوش‏های متعدد است. گری لارسون، کاریکاتوریست مشهور، مهارت‏های طبیعی بی‏ نظیری دارد. لارسون در دوران کودکی‏ اش علاقه وافری به علم و طبیعت داشت؛ ولی به جای آن که به دنبال این رشته برود، علاقه‏ اش را در کاریکاتورهایش بروز داد و جالب این که گواه مهارت‏های طبیعی لارسون این است که زیست شناسان نام برخی از گونه‏ های جانوری را از کاریکاتورهای او گرفته ‏اند.
نکته حائز اهمیت این است که گر چه او فعالیت جایگزینی را انتخاب کرد، اما ذوق تخصصی او باعث خلق آثار می‏شد که گرایش به هوش او داشت و استفاده کنندگان از آثارش نیز بیان‏گر این موضوع می‏باشند.
گاردنر معتقد است که آرامش، مطالعه آثار ارزشمند و منطقی، فلسفی، ادبی، بالنده و دوری از آثار مخرب و تعدیل لذت‏ها، ظهور و بروز این قوای ذهنی، استعدادها و هوش‏ها را دو چندان می‏کند.
همچنین طی تحقیقات گاردنر صدمه مغزی، به این هوش‏ها آسیب می‏رساند. هر یک از این هوش‏ها، مستلزم وجود مهارت‏های شناختی خاصی هستند و هر یک در آدم‏های سرآمد و عقب ماندگان ذهنی یا مبتلایان به گوشه‏ گیری، برجسته می‏شوند.
اخیراً در آموزش‏های مدرسه ‏ای و دانشگاهی به نظریه گاردنر توجه شده و برنامه آموزشی و آزمایش طرح طیف مهارت‏ها و توانمندی‏های ذهنی با این ایده شروع می‏شود که هر دانش ‏آموزی در یک یا چند حوزه، توانمندی بالایی دارد.

آیا آدم‏ها هوش عمومی و قوای ذهنی متفاوتی دارند؟

چارلز اسپیرمن معتقد بود که آدم‏ها دارای هوش عمومی‏۲ و هوش‏های اختصاصی‏۳ می‏باشند؛ اما نظریه هوش‏های هشت‏گانه گاردنر این مسئله را عمیق‏تر مطرح ساخت و به طور کلی اختلاف نظر در مورد وجود یا عدم وجود برخی جنبه ‏های هوش عمومی وجود دارد و اختلاف نظر در مورد ماهیت هوش‏های اختصاصی نیز ادامه دارد.
یکی از ویژگی‏های عمده تعدد یا عمیق بودن هوش و قوای ذهنی افراد، ظهور خلاقیت‏۴ است.
خلاق بودن چیست؟ خلاقیت، نوین، متفاوت و حتی غیرمعمول فکر کردن و رسیدن به راه‏های نامتعارف است.
نباید فراموش کنیم که هوش و خلاقیت، یکی نیستند؛ از این جهت، بسیاری آدم‏های باهوش گاهی چیزهایی تولید یا عرضه می‏کنند که لزوماً نوین نیستند. همچنین گاهی آدم‏های بسیار خلاق به حرف جمع گوش نمی‏کنند؛ ولی آدم‏های بسیار باهوش، اغلب دنبال خشنود کردن جمع هستند.
آدم‏های خلاق، اغلب متفکران واگرا هستند. در تفکر واگرا، فرد برای یک سؤال، جواب‏های زیادی تولید می‏کند. اگر بخواهیم قضیه هوش و خلاقیت را بیشتر باز کنیم، باید بگوییم که خلاقیت زاییده هوش است و این قاعده حاصل می‏شود که اکثر خلاق‏ها باهوشند؛ ولی اکثر باهوش‏ها خلاق نمی‏باشند.
«می‏توان گفت که شرط خلاقیت، هوش است و یا یکی از نشانه‏های خلاقیت، هوش بالاست».
به زبان ساده‏تر، ردپا و نشانه وجود هوش، ظهور خلاقیت است.
از این رو، گاهی هوش بالا هست، ولی خلاقیت ظاهر نمی‏شود و گاهی با ظهور خلاقیت، می‏توان هوش بالا را نتیجه گرفت.

مراحل خلاقیت ذهنی‏

صاحب‏نظران، خلاقیت را غالباً یک فرایند پنج مرحله‏ای می‏دانند که عبارتند از:
1-  آمادگی؛ وقتی غرق مسئله یا موضوع مورد علاقه‏تان می‏شوید و کنجکاوی شما تحریک می‏شود، به سادگی از کنار مسئله رد نمی‏شوید.
2-  پرورش؛ ایده‏هایی به ذهنتان خطور می‏کند و در این مرحله، گاهی بین امور، رابطه‏ای نامعمولی پیدا می‏کنید.
3- بینش؛ این همان مرحله «آها» است؛ لحظه‏ای که فرد به ارتباط مراحل پی می‏برد و مسئله حل می‏شود؛ یعنی تمام قطعات پازل کنار هم چیده می‏شود.
4- ارزیابی؛ حالا باید تصمیم بگیرید که کدامیک از ایده‏هایتان باارزش است و ارزش دنبال کردن را دارد.
5- بسط؛ این، آخرین مرحله خلاقیت و غالباً طولانی‏ترین و سخت‏ترین مرحله آن است؛ یعنی باید بتوان آن را تعمیم داد.
ادیسون (مخترع مشهور) می‏گوید:
خلاقیت یک درصد فکر بکر است و ۹۹ درصد زحمت؛ یعنی خلاقیت گاهی تا یک درصد کافی است؛ ولی برای رسیدن به مرحله ارزیابی، بسط، گسترش و تعمیم، ۹۹ درصد زحمت لازم است.
میهالی، یکی از متخصصین معروف می‏گوید: پنج مرحله ساختار ذهنی و مهندسی ذهن در مسئله خلاقیت، به خوبی مطرح شده، اما همیشه آدم‏های خلاق، این مراحل را با همین ترتیب طی نمی‏کنند.
به طور مثال، گاهی یک شکل یا نهایت یک محصول را فرد خلاق در ذهن می‏بیند و حالا به پرورش ایده‏هایش می‏پردازد.
در معماران خلاق، این ایده جاری است.
بسیاری از والدین دلسوز در خصوص کشف میزان هوش و استعداد فرزندانشان می کوشند اما پس از مشخص شدن میزان هوش فرزند دلبند، معمولاً کسی پاسخ این پرسش والدین را نمیدهد.

سوال مهم و اساسی والدین این است که " خب حالا برای این میزان از هوش  چه برنامه ای مناسب است ؟"

یکی  از آرمانهای موسسه ی راز تحول این است که با تهیه ی شناسنامه ی رشد و سلامت روان کودکان، بتواند گامی موثر در هدایت آینده سازان این کشور در مسیر استعدادها و توانمندی هایشان بردارد و این خلا را پر نماید.
لذا مدیریت محترم موسسه، با دعوت از یک تیم حرفه ای، طرح بزرگ و بی نظیری را کلید زده است تحت عنوان : « آموزش تفکر به کودکان از طریق جدیدترین بازی های فکری روز دنیا » که با کمک مدیران محترم مدارس در حال اجراست.
این طرح قسمتی از طرح بزرگ تهیه شناسنامه رشد و سلامت روان کودکان  می باشد.